الشيخ أبو الفتوح الرازي

7

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

خداى تعالى بر رسول - عليه السلام - نعمتهاى عظيم كرد كه دشمنان ، او را بر آن حسد كردند ، شايد تا گويد : * ( جَعَلْنا ) * ، ما كرديم آن ( 1 ) دشمن را براى آن كه سبب عداوت و حسد ايشان آن نعمت باشد كه او كرد . [ 105 - پ ] نبينى كه يكى از ما چون بر يكى ( 2 ) نعمتى كند او را از آن سبب دشمنان و حاسدان خيزند گويد : جعلت لك ( 3 ) اعداء و حسّادا ، من تو را دشمنان و حاسدان پديد آوردم . و وجهى دگر اين گفتند كه : ما تو را و پيغامبران ( 4 ) را فرموديم كه كافران را دشمن گيريد و با ايشان معادات كنيد چون چنين بود ايشان نيز معادات كردند . پس سبب دشمنى كافران از دشمنى پيغامبران ( 5 ) بود ايشان را و آن دشمنى به امر خداى بود پس اين معنى از جهت او بوده باشد و اين نيز وجهى لطيف است و حق تعالى اين بر وجه تسليهء ( 6 ) رسول - عليه السلام - گفت تا بداند ( 7 ) كه اين دشمن نه او را تنها بوده است پيش از او پيغامبران ( 8 ) ديگر را دشمنان بودند . امّا شياطين انس و جن گفتند مراد مردهء انس و جناند از جملهء كافران ، و اين قول قتاده و حسن و مجاهد است . و قوله : * ( عَدُوًّا ) * ، مفعول دوم * ( جَعَلْنا ) * است و شياطين ، بدل اوست ، و قوله : * ( يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ ) * ، وحى ، القاء كلامى ( 9 ) خفى باشد و آن ( 10 ) دعوت انس و وسوسهء جنّ بود . و * ( زُخْرُفَ الْقَوْلِ ) * سخن آراسته باشد ، چنان كه ما گوييم سخن بنگار . و زخرف زينت باشد ، و كلام مزخرف ، اى مزيّن . و زخرف زر باشد همچنين ، و غرورا ، نصب او بر مصدر باشد از فعلى ( 11 ) محذوف و شايد كه مفعول له باشد . آنگه ( 12 ) گفت : اگر من خواستمى كه نكنند بر سبيل قهر و اجبار نكردندى

--> ( 1 ) . مل : اين . ( 2 ) . مج ، وز ، مل : كسى . ( 3 ) . بم ، آف : لكم . ( 4 ) . آج ، لب ، بم ، مل ، آف : آن : پيغمبران . ( 8 - 5 ) . آج ، لب ، بم ، آف ، آن : پيغمبران . ( 6 ) . آج ، لب : تسلَّى . ( 7 ) . آج ، لب ، مل : بدانند . ( 9 ) . آج ، لب ، مل ، آن : كلام . ( 10 ) . مج ، وز : اين . ( 11 ) . آج ، لب : فعل . ( 12 ) . مل : آنگاه .